محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

20

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

محمد بن سعد بن مردنيش به جاى او قرار گرفت . ابن مردنيش به زودى نيرو گرفت و سلطهء خود را بر ديگر شهرهاى شرقى از بلنسيه تا قرطاجنه گسترش داد . ابن مردنيش نمايندهء تمام عيار انديشه ملى اندلسى بود . او پرچم مبارزه برضد موحدين را سالها افراشته نگهداشت . با مرگش انقلاب او نيز به سردى گراييد . ما همهء اينها را در جاى خود به تفصيل بيان خواهيم داشت . سلطهء مرابطين در مشرق اندلس چند سال پيش از شورش ابن مردنيش برافتاده بود ؛ هرچند به بركت كوشش سخت سردار نيرومندشان ، ابن غانيه ، در برخى شهرهاى نواحى وسطى و غربى ، اندك مدتى باقى ماند . اين شورشها كه پىدرپى در شهرهاى مختلف اندلس برضد مرابطين برپا مىشد هرچند در بعضى نواحى آن صورت جنگ داخلى به خود مىگرفت ، به گونه‌اى آشكار رنگ ميهنى داشت و از آزادى اندلس از زير يوغ حكومت مرابطى خبر مىداد . سران شورشگران چنان نبودند كه در طريق تحقق اهداف خود يا به هنگام زدوخورد با يكديگر از استمداد از مسيحيان ابائى داشته باشند . اين اقدام ، در آن موقعيت اقدامى خطرناك بود كه به جنبهء ميهنى و دينى آن شورشها لطمه مىزد . ولى ضرورى است يادآورى كنيم كه اين استمداد از كسانى چون پادشاه قشتاله آلفونسوى ششم كه يكى از بزرگترين دشمنان ايشان بود و شهرها و سرزمينهايشان را تصرف كرده بود ، يك اقدام مأيوسانه براى همدستى با او در راندن سپاهيان مرابطين بود . پادشاهان مسيحى كه به اين نداها به زودى پاسخ مىدادند ، تنها به اين علت نبود كه اكنون فرصتى مناسب پيش آمده تا به آتش اختلافى كه ميان مسلمانان شعله‌ور شده بدمند و با تحليل قواى آنها اراضى و شهرهاى بيشترى را در تصرف آرند ، بلكه بيشتر براى از ميان بردن دشمن مشتركى بود كه در برابر آنها سر برداشته و ميهن مشترك يعنى شبه جزيره اندلس را تهديد مىكرد . پيروزى مرابطين سبب غلبهء قبايل بربر بر سراسر شبه جزيره مىشد و از آن پس بربرها در همه جا استقرار مىيافتند . چنان كه اين پديده بعدها در دورهء موحدين در شورش محمد بن سعد بن مردنيش و در پيمانهاى مستمر و استوار او با پادشاهان مسيحى برضد موحدين مصداق